ازآموختن ننگ مدار،درس دوم فارسی دهم-درسنامه

معنی درس دوم فارسی دهم،از آموختن ننگ مدار ; آرایه های ادبی درس دوم فارسی دهم، از آموختن ننگ مدار ، قلمروهای زبانی و ادبی درس دوم فارسی دهم،از آموختن ننگ مدار

بخش های مربوط به درس از آموختن، ننگ مدار

ازآموختن ننگ مدار،درس دوم فارسی دهم-درسنامه


«قابوس نامه» اثر عنصر المعالی کیکاووس بن اسکندر بن وشمگیر بن زیار از شاهزادگان خاندان زیاری است. این خانواده در قرن چهارم و پنجم هجری در شمال ایران بخصوص در گرگان و طبرستان و گیلان و دیلمستان و رویان و ری حکمروایی داشته‌اند.

نویسنده این کتاب را برای فرزندش گیلان شاه نوشته و در آن از آداب اجتماعی، تربیت فرزند و آداب مملکت داری سخن گفته است. او خواسته است با تالیف کتاب، حاصل تجربیات خود را در اختیار فرزندش بگذارد و او را راهنمایی کند و مسائل مختلف زندگانی و هنرها و پیشه‌های گوناگون آن زمان را بدو بیاموزد.

 

 مواردی که در درسنامه درس دوم فارسی دهم، از آموختن ننگ مدار مورد بررسی قرار میگیرد:

  • درس دوم فارسی دهم:از آموختن ننگ مدار

  • معنی کلمات درس دوم فارسی دهم،از آموختن ننگ مدار
  • کارگاه متن پژوهی

آرایه های ادبی درس دوم فارسی دهم از آموختن ننگ مدار

درس دوم

از آموختن ننگ مدار


 تا توانی از نیکی کردن میاسا.

معنی: تا می‌توانی از نیکی کردن به دیگران دست بر ندار.

قلمرو زبانی: آسودن: استراحت کردن(بن ماضی: آسود، بن مضارع: آسا) / میاسا: توقف مکن، دست بر ندار

 

 و خود را به نیکی و نیکوکاری به مردم نمای.

معنی: و خود را به مردم آنگونه نشان بده که فردی نیکوکاری هستی.

قلمرو زبانی: نمودن: نشان دادن  (بن ماضی: نمود، بن مضارع: نما) /

 

 و چون نمودی به خلاف نموده، مباش.

معنی: و چون این چنین نشان دادی خودت برخلاف آن رفتار مکن.

قلمرو زبانی: چون: هنگامی که / نموده: نشان داده، ارائه کرده، آشکار کرده

قلمرو ادبی: همریشگی یا اشتقاق: نمودی، نموده ( رشته انسانی)

 

 به زبان، دیگر مگو و به دل، دیگر مدار، تا گندم نمای جوفروش نباشی.

معنی: به زبانت چیزی نگو که دلت چیزی دیگر باشد (کنایه از دورو نبودن) تا مانند کسی نباشی که به مردم گندم نشان می‌دهد؛ ولی جو می‌فروشد.

قلمرو ادبی: واژه آرایی: دیگر / تا گندم نمای جوفروش نباشی: مثل

پیام: دوری از دورویی

 

 و اندر همه کاری داد از خویشتن بده، که هر که داد از خویشتن بدهد، از داور مستغنی باشد.

معنی: و در هر کاری حق آن را ادا کن؛ زیرا هر کس که حق را ادا کند، نیاز به قاضی ندارد و از آن نمی‌ترسد.

قلمرو زبانی: اندر: در / داد: حق / داد از چیزی دادن: حق آن را ادا کردن / که نخست: زیرا / که دوم: کس / داور: قاضی، دادرس / مستغنی: بی نیاز 

قلمرو ادبی: جناس همسان: که (۱- زیرا / ۲- کس)

پیام: هم پیام با حدیث «حاسِبوا قَبْلَ أن تُحاسَبوا»[به حساب خودتان رسیدگی کنید پیش از اینکه به حساب شمار رسیدگی شود.]

 

 و اگر غم و شادیت بود، به آن کس گوی که او تیمار غم و شادی تو دارد و اثر غم و شادی پیش مردمان، بر خود پیدا مکن.

قلمرو زبانی: تیمار: غم، حمایت و نگاهداشت، توجّه / تیمار داشتن: غمخواری و محافظت از کسی که بیمار باشد یا به بلا و رنجی گرفتار شده باشد ؛ پرستاری و خدمت کردن / پیدا کردن: آشکار کردن

معنی: اگر غم و شادی برایت پیش آمد، به کسی بگوی که دوست توست و قصد کمک به تو  را دارد و غم و شادیت را برای هر انسانی آشکار نکن و به ایشان نشان نده.

قلمرو ادبی: تضاد: غم و شادی /

پیام: تودار بودن

 

 و به هر نیک و بد، زود شادان و اندوهگین مشو، که این فعل کودکان است.

معنی: و با هر اندک خوبی و بدی، زود شاد و غمگین نشو که این کار بچه‌ها ست.

قلمرو ادبی: تضاد: نیک و بد، شادان و اندوهگین

 

 بدان کوش که بر هر محالی، از حال و نهاد خویش بنگردی، که بزرگان به هر حق و باطلی از جای نشوند.

معنی: تلاش کن که به خاطر هر کار بیهوده ای حالت عوض نشود؛ زیرا انسان‌های بزرگ زود تحت تأثیر هر حق و باطلی قرار نمی‌گیرند.

قلمرو زبانی: محال: بی اصل، ناممکن، اندیشۀ باطل / نهاد: ذات / بنگردی: عوض نشوی

قلمرو ادبی: از جای شدن: کنایه از «از کوره دررفتن» / تضاد: حق و باطل

 

 و هر شادی که بازگشت آن به غم است، آن را شادی مشمر، و به وقت نومیدی امیدوارتر باش و نومیدی را در امید بسته دان و امید را در نومیدی.

معنی: و هر شادی که پایان آن غم است، شادی به شمار نیاور، هر زمان ناامید شدی، امیدواریت را از دست مده و بدان که نومیدی وابسته به امید و امید وابسته به ناامیدی است.

قلمرو زبانی: شمردن: به حساب آوردن (بن ماضی: شمرد، بن مضارع: شمار) نومید: ناامید / بسته دان: مرتبط دانستن، وابسته دانستن ( حذف به قرینه لفظی)

قلمرو ادبی: تضاد: امید و نومیدی

 

 رنج هیچ کس را ضایع مکن و همه را به سزا، حق شناس باش، خاصه قرابت خویش را، چندان که طاقت باشد با ایشان نیکی کن.

معنی: تلاش هیچ کس را تباه مکن و نسبت به همه مردم حق شناس باش؛ به ویژه خویشاوندان خود و به اندازه ای که توان داری به خویشانت نیکی کن .

قلمرو زبانی: ضایع: تباه، تلف/ سزا: شایسته / خاصه: به ویژه / قرابت:  خویشی، خویشاوندی؛ در متن درس، منظور «خویشاوند» است(هم‌آوا← غرابت: شگفت و تعجب‌انگیز بودن)  / طاقت: توان / با: به

 

 و پیران قبیله خویش را حرمت دار، ولیکن به ایشان مولع مباش تا همچنان که هنر ایشان بینی، عیب نیز بتوانی دید، و اگر از بیگانه ناایمن شوی، زود به مقدار ناایمنی، خویش را از وی ایمن گردان.

معنی: و احترام پیران خاندانت را نگه دار؛ ولی شیفته پیران مشو تا همانطور که فضیلت آنها را می‌بینی، عیب آنها را نیز ببینی، و اگر از غریبه ای احساس امنیت نمی‌کنی، به اندازه ای که احساس ناایمنی داری خود را از او دور کن و در امان دار.

قلمرو زبانی: پیران: بزرگان، ریش سفیدان / حرمت دار: احترام بگذار / مولع: بسیار مشتاق، آزمند / همچنان: همان گونه / هنر: فضیلت / ایمن گرداندن: در امان بودن

قلمرو ادبی: تضاد: هنر و عیب؛ ناایمن و ایمن

 

 و از آموختن ننگ مدار تا از ننگ رسته باشی.

معنی: و از آموختن شرم مکن تا از بی آبرویی نجات پیدا کنی.

قلمرو زبانی: آموختن: یاد گرفتن (بن ماضی: آموخت، بن مضارع: آموز) / ننگ: شرمساری، بی آبرویی / رسته: نجات یافته (بن ماضی: رست، بن مضارع: ره)

 

قابوس نامه، عنصر المعالی

کارگاه متن پژوهی

قلمرو زبانی

۱- معنای واژه های مشخّص شده را بنویسید.

کتابی که در او داد سخن آرایی توان داد، ابداع کنم. (سعدالدّین وراوینی) / داد: ۱- حق ۲- ارائه کرد

عشق شوری در نهادِ ما نهاد.  (فخرالدّین عراقی) / نهاد: ۱- ذات ۲- گذاشت

۲- در متن درس، سه گروه کلمه متضاد بیابید.

غم و شادی / نیک و بد / شادان و اندوهگین / امید و نومیدی / ایمن و ناایمن / عیب و هنر

الف) هم نشین نیک بهتر از تنهایی است و تنهایی بهتر از هم نشین بد.

ب) آرزو گفت: «از نمایشگاه کتاب چه خبر؟»

در عبارت «الف»، فعل جمله دوم ذکر نشده است؛ امّا خواننده یا شنونده از فعل جمله اوّل می تواند به فعل جمله دوم، یعنی «است» پی ببرد. در این جمله، حذف فعل به «قرینه لفظی» صورت گرفته است.

در عبارت «ب »، جای فعل «داری» یا «دارید» در جمله دوم خالی است؛ امّا هیچ نشانه ای در ظاهر جمله، شنونده را به وجود فعل راهنمایی نمی کند. تنها از مفهوم عبارت می‌توان دریافت که فعل «داری » یا «دارید » از جمل. دوم حذف شده است. در این جمله، حذف به «قرینه معنایی» صورت گرفته است.

هریک از اجزای کلام در صورت وجود قرینه می‌تواند حذف شود. اگر حذف به دلیل تکرار و برای پرهیز از تکرار صورت گیرد، آن را «حذف به قرینه لفظی» گویند. امّا اگر خواننده یا شنونده از مفهوم سخن به بخش حذف شده پی ببرد، «حذف به قرینه معنایی» است.

■ در کدام جمله متن درس، حذف صورت گرفته است؟ نوع آن را مشخّص کنید.

نومیدی را در امید بسته دان و امید را در نومیدی[بسته دان]. ( حذف به قرینه لفظی)

قلمرو ادبی

۱- بهره گیری از «مَثَل» چه تأثیری در سخن دارد؟

  • دلنشین و تأثیرگذارکردن سخن
  • ایجاز و کوتاه سخنی، تأکید بر مفهوم
  • محسوس و ملموس کردن مفاهیم ذهنی
  • افزایش تأثیر سخن بر مخاطب
  • به تفکّر واداشتن مخاطب

۲- دو عبارت کنایی را از متن بیابید و بنویسید. 

  • گندم نمای جو فروش بودن
  • از جای شدن

 

قلمرو فکری

۱- نویسنده، چه کاری را کودکانه می‌شمارد؟ 

  • به خاطر هر نیک و بدی زود از کوره دررفتن و اثر غم و شادی را زود بروز دادن.

۲- در جمله زیر، نویسنده بر کدام ویژگی های اخلاقی تأکید می‌کند؟

« اثر غم و شادی پیش مردمان، بر خود پیدا مکن.» = حالات درونی خودت را سریع بروز نده.

۳- مفهوم عبارت « گندم نمای جو فروش مباش» را بنویسید.

  • کسی که دورو است و مردم را می فریبد و به ایشان نیرنگ می زند.

۴- برای مفهوم بیت زیر، عبارتی از متن درس بیابید.

« شاد و بی غم بزی که شادی و غم / زود آیند و زود می‌گذرند» (ابن حسام خوسفی)

  •  و هر شادی که بازگشت آن به غم است، آن را شادی مشمر، و به وقت نومیدی امیدوارتر باش و نومیدی را در امید بسته دان و امید را در نومیدی.

۵- حدیث «حاسِبوا قَبْلَ أن تُحاسَبوا» با کدام عبارت درس، قرابت معنایی دارد؟ [به حساب خودتان رسیدگی کنید پیش از اینکه به حساب شمار رسیدگی شود.]

  • و اندر همه کاری داد از خویشتن بده، که هرکه داد از خویشتن بدهد، از داور مستغنی باشد.

مثل: سخن کوتاه و مشهوری که به قصه یا گفتاری نکته آمیز اشاره می کند.

کارگاه متن پژوهی، کتاب درسی        درس سوم

آزمون های آنلاین درس دوم فارسی دهم : از آموختن، ننگ مدار
بخش های مربوط به درس از آموختن، ننگ مدار