معنی درس اول فارسی دهم چشمه و سنگ ،آرایه های ادبی درس اول فارسی دهم،معنی کلمات درس اول فارسی دهم و کارگاه متن پژوهی درس اول فارسی دهم چشمه و سنگ به همراه گنج حکمت،پیرایه خرد درس اول فارسی دهم صفحه 17
مواردی که در درسنامه درس اول فارسی دهم،چشمه و سنگ مورد بررسی قرار می گیرد:
نیمایوشیج (علی اسفندیاری)
۱- معنای واژه های مشخّص شده را با معادل امروزی آنها مقایسه کنید.
در بن این پردخ نیلوفری / کیست کند با چو منی همسری؟ / «همسری» در متن: همترازی، برابری / «همسری» امروزه: همسر بودن
راست به مانند یکی زلزله / داده تنش بر تن ساحل، یله / «راست» در متن: دقیق / «راست» امروزه: مستقیم، مقابل دروغ
۲- بیت زیر را بر اساس ترتیب اجزای جمله در زبان فارسی، مرتّب کنید.
«گشت یکی چشمه ز سنگی جدا / غلغله زن، چهره نما، تیزپا» = یکی چشمه غلغله زن، چهره نما، تیزپا از سنگی جدا گشت
۱- هر یک از بیت های زیر را از نظر آرایه های ادبی بررسی کنید.
چون بگشایم ز سر مو، شکن / ماه ببیند رخ خود را به من
قلمرو ادبی: چشمه: جانبخشی / رخ ماه: جانبخشی / سر، مو، رخ: تناسب / شکن از مو گشودن: کنایه از صاف و آرام شدن / تشبیه پنهان: آب چشمه مانند آینه است
گه به دهان، بر زده کف، چون صدف / گاه چو تیری که رود بر هدف
قلمرو ادبی: چون صدف: تشبیه / چو تیری: تشبیه / هدف، صدف: جناس ناهمسان
۲- با توجّه به شعر نیما، «چشمه» نماد چه کسانی است؟ – چشمه نماد انسان های خودبین و خودشیفته است.
۳- آمیختن دو یا چند حس و یا یک حس با پدیده ای ذهنی (انتزاعی)، در کلام را «حس آمیزی» می گویند.
نمونه: «حرف هایم مثل یک تکّه چمن روشن بود.»
در این نمونه، سپهری از «روشن بودن حرف» سخن گفته است. «روشن بودن» امری دیدنی و «حرف »، شنیدنی است. شاعر در این مصراع، دو حسّ بینایی و شنوایی را با هم آمیخته است.
حس: بساوایی(لامسه) ، شنوایی، بویایی، چشایی، بینایی
■ نمونه ای از کاربرد این آرایه ادبی را در سروده نیما بیابید. – کز همه شیرین سخنی گوش ماند.
۴- هر واژه امکان دارد در معنای حقیقی و یا معنای غیر حقیقی به کار رود. به معنای حقیقی واژه، «حقیقت» و به معنای غیر حقیقی آن، «مجاز» می گویند. «حقیقت»، اوّلین و رایج ترین معنایی است که از یک واژه به ذهن می رسد. «مجاز»، به کار رفتن واژه ای است در معنی غیر حقیقی؛ به شرط آنکه میان معنای حقیقی و معنای غیر حقیقی واژه، ارتباط و پیوندی برقرار باشد؛ مثال:
پشت دیوار آنچه گویی، هوش دار / تا نباشد در پسِ دیوار، گوش (سعدی)
همان طور که می دانید، «گوش» اندام شنوایی است و در این معنا، «حقیقت» است و نمی تواند در پسِ دیوار بیاید؛ شاعر در این بیت به مفهوم مجازی «گوش»، یعنی «انسانِ سخن چین» تأکید دارد.
اکنون به دو بیت زیر توجّه نمایید:
ما را سرِ باغ و بوستان نیست / هرجا که تویی تفرّج آن جاست (سعدی)
عالَم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت / فتنه انگیز جهان نرگس جادوی تو بود (حافظ)
در بیت اوّل، واژه «سر» در مفهوم مجازی «قصد و اندیشه» به کار رفته است. «سر» محل و جایگاه « اندیشه » است.
در بیت دوم، مقصود شاعر از واژ. «نرگس »، معنایی غیر حقیقی، یعنی «چشم » است. آنچه که «گل نرگس» و «چشم» را به هم می پیوندد و اجازه می دهد تا یکی به جای دیگری به کار رود، «شباهت » میان آن دو است.
در شعر این درس، دو نمونه «مَجاز» بیابید و مفهوم هر یک را بنویسید.
فروغ رویت اندازی سوی خاک؛ خاک: مجاز از زمین / قطره باران، که در افتد به خاک؛ خاک: مجاز از زمین /
۱- پس از رسیدن به دریا، چه تغییری در نگرش و نحوه تفکّر «چشمه» ایجاد شد؟ – او فهمید که فرد بزرگ و بی همتایی نیست و بسیاری از پدیده ها بس بسیار از او شکوه مند ترند.
۲- معنی و مفهوم بیت زیر را به نثر روان بنویسید.
«نعره برآورده، فلک کرده کر / دیده سیه کرده، شده زهَره در»
بازگردانی: دریا در حال فریاد زدن بود و گوش آسمان را کر کرده بود. نگاهی خشم آلود داشت و همه را ترسانده بود.
۳- سروده زیر از سعدی است، محتوای آن را با شعر نیما مقایسه کنید.
۱- یکی قطره باران ز ابری چکید / خجل شد چو پهنای دریا بدید
قلمرو زبانی: یکی قطره: قطره ای / خجل: شرمنده / چو: هنگامی که / پهنا: عرض / قلمرو ادبی: جانبخشی / واج آرایی «د»
بازگردانی: قطره بارانی روزی از ابری فروافتاد. او هنگامی که شکوه و بزرگی دریا را دید خجالت کشید.
پیام: شرمندگی قطره از بزرگی دریا
۲- که جایی که دریاست من کیستم؟ / گر او هست حقّا که من نیستم
قلمرو زبانی: گر: اگر / حقا: حقیقتا / قلمرو ادبی: کیستم، نیستم: جناس ناهمسان / واژه آرایی: من، که / واج آرایی «س»، «ت»
بازگردانی: خواست که از آن جای نابودی عقب نشینی کند و خودش را از آن رویداد بد برهاند.
پیام: کوچک دیدن چشمه خودش را
۳- چو خود را به چشم حقارت بدید / صدف در کنارش به جان پرورید
قلمرو زبانی: چو: هنگامی که / حقارت: خواری / صدف: گوشماهی / پرورید: پرورش داد / قلمرو ادبی: جانبخشی / صدف پروردن: کنایه از به چیز ارزشمندی رسیدن
بازگردانی: هنگامی که قطره خودش را خوار و کوچک دید، به بزرگی و شکوه مندی دست یافت.
پیام: فروتنی قطره را به کمال رساند
۴- بلندی از آن یافت کاو پست شد / دَرِ نیستی کوفت تا هست شد
قلمرو زبانی: از آن: به این خاطر / کاو: که او / کوفت: کوبید(بن ماضی: کوفت، بن مضارع: کوب) / قلمرو ادبی: جانبخشی / جناس: پست، هست / در نیستی: استعاره پنهان اضافه، استعاری / کوبیدن در: کنایه از سراغ چیزی رفتن
بازگردانی: قطره به کمال رسید زیرا فروتن و پست شد. سراغ نیستی و فنا رفت تا به هستی جاویدان رسید.
پیام: فروتنی سبب بزرگی قطره شد
سنجش: چشمه در آغاز شعر نیما، نماد افراد مغرور و خود خواه بود، آن چنان که خود را برتر از همه پدیده ها می دانست؛ ولی در شعر سعدی قطره باران، از همان ابتدا با دیدن دریا، فروتنی و تواضع اختیار کرد.
در شعر سعدی، قطره باران در مقابل عظمت دریا، فروتنی می کند و چون خودش را پست و بی ارزش می بیند، به مقام ارزشمند می رسد؛ امّا در شعر نیما، چشمه، مغرور است و خودش را برتر از دیگران می بیند و زمانی که با دریای طوفانی و سهمگین رویارو می شود، می خواهد از دریا دوری کند و خود را نجات دهد؛ امّا چنان در برابر عظمت دریا مبهوت و حیران می ماند که چاره ای جز سکوت و تسلیم شدن ندارد.
قطره باران، نماد انسان های خاکسار و رشد یافته است. چشمه، در پایان در برابر عظمت دریا، مبهوت ماند و به جای اظهار وجود، به ناچار سکوت کرد و غرور را کنار گذاشت.
۴- دوست دارید جای کدام یک از شخصیت های شعر نیما (چشمه، دریا) باشید؟ – به دلخواه دانش آموز
برای انتخاب خود دلیل بیاورید.
آرایه
حس آمیزی: آمیختن چند حس در کلام.
حس: بساوایی، شنوایی، بویایی، چشایی، بینایی
به ترانههای شیرین به بهانههای رنگین / بکشید سوی خانه مه خوب خوش لقا را
مانند: جیغ بنفش، شنیدن بو، شیرین سخنی، دیدن صدا، رنگ گفتار، صفیر گرم، زبان چرب، تلخ منشین، سخن نرم ، سلام خشک، تلخ شنیدن، شعر تر شیرین، ترانه شیرین، بهانه رنگین، سخن تلخ، خنده شیرین، شعر نمکین